باید در این لحظه ای که می نویسم تو خواب باشی ... دلم می خواهد مثل خوابیدن های بچگی مان آسوده و آرام بخوابی .. با یک دنیا خواب رنگی و.شاد ...
دلم می خواهد فردا که بیدار شدی پر باشی از انگیزه و هدف و شور زندگی ...
دلم برای لب هایت ، دست هایت ، صورت ماهت ، صدای دوست داشتنی ات تنگ شده ... دلم می خواهد چشم هایم را ببندم و خیال کنم روزهای شادی برایت ساختم ...
تو همیشه با منی ... انگار رفته ای زیر پوستم ... همه جا با منی ...
چقدر دوستت دارم ... چقدر برایم عزیزی و خواستنی ... چقدر دلم می خواهد بهترین ها برای تو باشد ... بهترین های دنیا نصیب تو شود ...
.
.
پ ن : هنگامی که آدم، کسی یا چیزی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند، تا پایان زندگی.
کریستین بوبن
.
.
تا پایان زندگی ....
برچسب:
نویسنده: اشکان نظری