خرید بک لینک

پرده ی دوم نمایشنامه چخوف ، وقتی لوبوف آندرونا به فیرس پیر می گوید چقدر تو پیر شده ای ؟!..  فیرس جواب بسیار غمگینی می دهد ... می گوید : خیلی وقت است که زنده ام . می دانی ! خیلی وقت است که زنده ام غم انگیزترین جمله ی ادبی ست ... انگار هر لحظه در آرزوی چیزی ست که نمی تواند به آن برسد و حالا خسته از زنده ماندن می گوید : خیلی وقت است که زنده ام ... انگار مرگ هم چشم دیدنش را ندارد ... فیرس دوست داشتنی از صمیم قلبم درکت می کنم ... وقتی سالها منتظر بودی که باغ آلبالو مثل سابق پر از عزیزانت باشد و وقتی همه برگشتند گفتی : حالا می توان مُرد ...

.

.

کاش نه من و نه هیچ کس دیگر آنقدر خسته از زندگی نشویم که وقتی کسی به چین و چروک صورتمان اشاره کرد بگوییم : خیلی وقت است که زنده ام ...

.

.

پ ن : بابا ! دلم برایت تنگ شده ... خیلی خیلی خیلی 

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 13:41

صفحه بندی