خرید بک لینک

جایی ست میان قلبم که با هیچ چیز پر نمی شود ،

من دقیقا همانجا مدام انتطار می کشم ... 

.

.

پ ن : یک جمعه ی دلگیر ...

دلم شنبه ی با تو بودن را می خواهد ... دلم برایت تنگ شده

دلم می خواهد گوشی را بردارم و به تو بگویم برگرد

ولی می دانم نه می خواهی ، نه می شود ، نه باید و نه هزارجور کوفت دیگر

دلم برایت تنگ شده ... هزار بار هم که بنویسم کم است

اصلا حال دل تنگ من را نمی شود با این جمله ها توصیف کرد...

کاش فردا بیایی و بگویی نشد که آنهمه حس خوب را بگذارم و بروم

اما امکان ندارد که رفتن من تو را دلتنگ کند ...

احساس می کنم آن ضربه ی کاری را از آن زن آنقدر محکم خوردی که حالا

نبودن من ذره ای تو را تکان ن نمی دهد ...

چقدر دلم می خواست اندازه ی او برایت عزیز و خواستنی بودم.

چقدر دلم می خواست آنقدر برایت عزیز بودم که نگذاری بروم ... 

نه اینکه به خاطر او آنهمه بی تفاوت و خونسرد بدرقه ام کنی ...

دلم گرفته ، دلم عجیب گرفته ...

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: يکشنبه 26 دی 1395 ساعت: 2:20

صفحه بندی