می دونی چیه ؟ آدم دلش می خواد تو رو بنشونه روی یه صندلی روبه روی خودش ... بعد زل بزنه توی چشمات و تو هی براش حرف بزنی ... اصلا تو راجع به سیارات و تکنولوژی هم حرف بزنی آدم دلش می خواد همه کلماتت رو ببلعه ... آدم دوست داره همینطور که تو حرف میزنی به لبات نگاه کنه و مست بشه ... حالا فرض کن تو بخوای به اون آدمی که روبه روت نشسته از عشق و دوست داشتن بگی ... وای اون آدم حتما دلش میخواد زمین و.زمان توی همون لحظه متوقف شه ... یا مثلا شیطنت گل کنه و بخوای کلی بخندونیش ... اونوقت اون آدم چقدر توی دلش احساس خوشبختی می کنه ... خوش به حال اون آدم که کنارت راه میره ... می خنده ... دستاتو میگیره توی دستش ... می بوستت ... به نظر من تمام خوشبختی دنیا مال اون آدمه که تو رو داره ...
.
.
پ ن : امروز کلی ترجمه داشتم و درس ... چشمام می سوزه از خستگی ... خیلی خسته ام ... دلم می خواد بیست و چهار ساعت رو بخوابم ...
هنوز به ایمیلم جواب ندادی ... شاید بیهوده منتظرم ... البته من با جواب ندادنت کنار اومدم ... مهم اینه تو خوشحال باشی و آروم ... :-)
.
.
پ ن : کجای جهان بگذارمت ؟ که زیباتر شود آنجا ...
برچسب:
نویسنده: اشکان نظری