خرید بک لینک

وسط درس خوندن بودم که یادم اومد امروز تعطیل رسمی بود ...

از دستم عصبانی نشو به خاطر ایمیل ها ... بریزشون توی سطل آشغال و ... فراموششون کن عالیجناب ...

.

.

پ ن : امروز با یکی از دوستام حرف میزدم ... می گفت سالها پیش معشوقش فوت کرد ... و همیشه یک بغض و دلتنگی بدی همراهشه ... دلم نمی خواست این حس بهم دست بده اما ... صادقانه می نویسم خدا رو شکر کردم که جای اون نیستم ... یک لحظه ی کوتاه فقط تصور کردم تو از این دنیا بری ... مثل بچه ها اشکم دراومد ... حتی با تصورش ... 

عزیز دلم ! چقدر خوبه که تو توی این دنیا هستی و نفس می کشی و می خندی و خوشبختی ... اگه غیر از این باشه من میمیرم ... امروز با حرف های دوستم از ته دلم آرزو کردم قبل از تو از این دنیا برم ... دیگه نیستم کنارت که بهت بگم مواظبت کن ... چاره ای جز این ندارم که چشمام رو ببندم و تجسم کنم که فرشته های اطرافت مواظبتن ... حتی بیشتر از خودت ... 

برات دعا می کنم قشنگترین اتفاقات این دنیا برات بیفته ... دلت پر باشه از آرامش و تنت سالم و سرحال ... 

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: يکشنبه 26 دی 1395 ساعت: 2:20

صفحه بندی